Archive for شيا لابوف

نگاهي كوتاه ….

چند روزه اصلا از شيا جونم وديگر دوستان خبر نمي گيرم و من زدم امروز روي فان ها رفتم ببينم چه خبر ….خوب حالا منتظر خبر هاي كوتاه از دوستان باشيد و بخصوص شيا جونم !!!!

خوب اولين خبر از شيا جونم كه بلاخره تريلر ترانسفورمز 2 رو دادن بيرون كه وقتي اينو ديدم گفتم ماشالله چه جلوه هاي ويژه اي كه باز در اين مورد شاهكار كردن كه البته مهم هم اينه كه شيا جونم بازي كرده تو اين فيلم 😀 خوب حالا هم لينك تريلر اين فيلم رو مي ذارم به كارگرداني مايكل بي …خوب يه عكس هم از شيا جونم مي ذارم كه مثل هميشه عالي افتاده …:)

تريلر : Transformers: Revenge of the Fallen

021

لینک عکس

حالا دومين خبر درباره فيلم فرشتگان و شياطين هست كه بلاخره تريلر كامل فيلم رو كمپاني داد بيرون من كه شخصا خيلي مشتاقم اين فيلم رو ببينم چون به نظر خيلي خفن مي ياد ……

تريلر :Angels & Demons

سومين خبر درباره مجري امسال اسكار هيو جكمن هست …هيو عكس روي جلد  مجله وانتي فاير ايتاليا …شده كه به نظرم خيلي عالي افتاده و باز مثل هميشه حرف نداره و خوش تيپه هيو جون !!! خوب اينم از عكساي هيو جون 🙂

cover

لینک عکس

004

لینک عکس 1

005

لینک عکس 2 

و آخرين خبرم در مورد بازيگران starterk هست . خدايي وقتي اين عكس رو ديدم از دلم نيومد نذارم …ولي بازيگران اين فيلم بخصوص كاپيتان كرك و مستر اسپاكس خيلي خوش تيپ هستن ..منظور زاكاري و كريس جونه …خدايي خوش تيپ نيستن ..اين فيلم هم به كاراگرداني جي جي آبراهامز هست و در ماه مي اكران ميشه ..اينم عكس اين دوتا خوش تيپ …خوب فعلا همين قدر ببخشيد ديگه زياد شد ….به اميد ديدار و موفق باشيد دوستان 🙂

16469941

کاپیتان کرک و مستر اسپاکس

«شيا لابوف» در فيلم «ارتباط» بازي مي‌كند !!

اينم دومين خبر از فعاليت شيا جونم !!!

«شيا لابوف» در فيلم «ارتباط» بازي مي‌كند

خبرگزاري فارس: «شيا لابوف»، بازيگر آمريكايي، قرار است در فيلم جديد «ارتباط»، ايفاي نقش كند.


به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از سايت سينمايي مووي وب، «شيا لابيف» در فيلم جديد «ارتباط» محصول كمپاني «پارامونت» نقش اصلي را به عهده خواهد داشت.
«ارتباط» اقتباسي از رماني به همين نام نوشته «جان گريشام»، نويسنده آمريكايي است.
به گزارش مووي وب، اين فيلم داستان دانشجويي (با بازي لابوف) است كه همزمان با فارغ‌التحصيلي از دانشكده حقوق ياله، به او پيشنهاد يك شغل در يك بنگاه معتبر حقوقي مي‌شود.
بنا براين گزارش، هنوز تاريخ توليد اين فيلم اعلام نشده است.

كتاب پرفروش «آدم‌خوش‌شانس» فيلم مي‌شود !!!

خوب حالا بريم كمي هم اخبار حواشي و شايعاتي رو گه درباره شيا گفتن ببينيم !!! خوب اين آخرين اخبار كه از شيا گفته شده 🙂

با بازي احتمالي شيا لابوف؛
كتاب پرفروش «آدم‌خوش‌شانس» فيلم مي‌شود

خبرگزاري فارس: كتاب پرخواننده «آدم خوش‌شانس» به صورت يك فيلم سينمايي درمي‌آيد.


به گزارش خبرگزاري فارس، اين كتاب كه مدتي قبل منتشر شد توسط نيكلاس اسپاركز نوشته شده و در مدت كوتاهي توانست صدرنشين جدول هفتگي كتاب‌هاي موفق و پرخواننده شود.
بنا بر اين گزارش، تهيه‌كنندگان «آدم خوش شانس» اين روزها به دنبال انتخاب بازيگري هستند كه نقش سرباز خوش شانس فيلم را بازي كند.
شيا لابوف («تغيير شكل‌دهندگان» و «ايندياناجونز4») نامزد اصلي براي ايفاي اين نقش است. كليد فيلم‌برداري فيلم اوايل بهار آينده مي‌خورد و كاليفرنياي شمالي و يك كشور عربي لوكيشن‌هاي اصلي آن هستند.
تهيه كننده فيلم يك شركت مستقل فيلم‌سازي است كه قبل از اين سه كتاب ديگر اسپاركز را تبديل به فيلم سينمايي كرده است.
فيلم‌هاي اين شركت كه برگرفته از قصه‌هاي اسپاركز هستند شامل «قدم زني براي يادآوري»، «پيغامي در بطري»‌ و «شب‌هايي در رودانت» مي‌شوند كه اين آخري فصل گذشته با بازي ريچاردگير روي پرده سينماها بود. اما معروف‌ترين اثر ادبي اسپاركز كه تا امروز به صورت فيلم سينمايي درآمده «دفتر يادداشت» است كه توسط شركت نيولاين تهيه شده و سال 2004 به آرامي تبديل به يك كار پرفروش شد.
كتاب «آدم خوش شانس» كه ماه قبل روي پيش‌خوان كتابفروشي‌ها قرار گرفت قصه سربازي به نام لوگن تيبالت را تعريف مي‌كند كه پس از چند عمليات جنگي سخت در عراق، هنوز زنده مانده است.
او درباره خوش‌شانسي خود قصه‌هايي براي يك عكاس خبرنگار تعريف مي‌كند. اين عكاس تصميم مي‌گيرد قصه زندگي سرباز خوش‌شانسي را به صورت يك پاورقي چاپ كند و اين مسأله، بدشانسي‌هاي جديد و پي‌درپي سرباز بخت برگشته را به همراه دارد.
اين قصه كمدي درام در عين حال نگاهي انتقادي به جنگ عراق دارد.
توليد نسخه سينمايي «آدم خوش شانس» در شرايطي صورت مي‌گيرد كه صنعت سينما اين اواخر از خودش رغبت كمتري براي ساخت فيلم‌هاي سينمايي از روي قصه كتاب‌ها نشان مي‌دهد. براي مثال كتاب‌هاي جديد نويسندگان مطرح و پول‌سازي مثل جان گريشام و پت كانري، هنوز خريدار سينمايي پيدا نكرده‌اند و تحليل‌گران ادبي مي‌گويند اين خوش‌شانسي اسپاركز است كه كتاب‌هايش بلافاصله پس از انتظار در صنعت سينما طرفداراني پيدا مي‌كند! كتاب جديد اين نويسنده در شرايطي يك تهيه‌كننده سينمايي پيدا كرده كه كتاب ديگر او «جان عزيز» توسط لس هالستروم در دست توليد است.
اسپاركز اين روزها درحال نوشتن نوول تازه‌اي است كه چيزي درباره آن به رسانه‌ها نگفته است.
درهمين حال او براي كمپاني والت ديزني در حال نوشتن فيلمنامه‌اي است كه نقش اصلي آن را بازيگر نوجوان مايلي سايرس بازي خواهد كرد.

فيلم ديگر از شيا ( Transformers )

خوب معمولا از فيلم هاي كه شيا بازي كرده شروع كردم اينم دومين فيلم از فيلم هاي شيا جونم 🙂

مبدلها
Transformers

transformers_bigfinalposter
کارگردان : مایکل بی (Michael Bay)
بازیگران :
شیا لابوف (Shia LaBeouf) ….. سام ویتویکی
مگان فاکس (Megan Fox) ….. میکائیلا
جاش داهیمل (Josh Duhamel) ….. گروهبان لینوکس
تایرس گیبس (Tyrese Gibson) ….. گروهبان ایپس
راشل تیلر (Rachael Taylor) ….. مگی
جان وویت (Jon Voight) ….. جان کلر
جان تورتورو (John Turturro) ….. سیمونز
گونه : مهیج ، ماجرایی ، علمی تخیلی
درجه : PG-13
مدت زمان نمایش : 144 دقیقه
محصول : 2007 آمریکا
shia_labeouf2

خلاصه داستان
یک محصل دبیرستانی بنام سام اولین ماشین خودش را می خرد که نوعی روبوت ماشین می باشد و جان وی و دوست دخترش میکائیلا را در برابر حوادث و نیز موجودات فضایی حفظ می کند. بعد از حمله موجودات فضایی به پایگاه نظامی آمریکا ، یک مامور مخفی به سراغ سام و میکائیلا می رود و آنها را به پایگاهی در قطر منتقل می کند تا در دفاع در برابر موجودات بیگانه کمک کنند. پس از اینکه آنها پی به نقشه پنتاگون برای ناودی روبوت ماشین می برند به ظراحی نقشه خود برای نجات زمین دست می زنند………..

scorponok1

نکات جالب
زمان پخش فیلم زمانی معین گردید که هنوز فیلمنامه و بازیگری وجود نداشت.
دولت آمریکا از طرح و تهیه فیلم حمایت نمود.

بودجه فیلم 147،000،000 بود.
فیلم براساس سریالی تلویزیونی و بسیار موفق به همین نام ساخته شده است.

شیا لابوف برای ایفای نقشش به مدت سه ماه روزی 5 ساعت بدن سازی نمود تا بدنی عضلانی داشته باشد.
مگان فاکس نیز برای ایفای نقشش به بدن سازی پرداخت .

نگاهي به فيلم اضطراب شيا لابوف !!

چون طرفدار فجيع شيالابوف هستم . ديگه رفته رفته براتون فيلم هايي رو كه شيا بازي كرده معرفي مي كنم و آخرين خبرها رو درباره شيا براتون ميذارم پس اول از فيلم اضطراب شروع مي كنم !!!!
************************************
اضطراب DISTURBIA

     چه می شد اگر جیمز استیوارت به اینترنت و موبایل دسترسی داشت!!!!!!!!

 

disturbia

 

کارگردان: دی.جی کاروزو

بازیگران:شیا لابوف،کری آن ماوس،سارا رومر و آرون یو

 اضطراب ایده اصلی خود را از فیلم کلاسیک پنجره عقبی آلفرد هیچکاک گرفته است.سازندگان فیلم گر چه موفق نشده اند گامی فراتر از هیچکاک بردارند اما تغییرات جالبی را در سوژه ی قدیمی ایجاد کرده اند که در خور اعتناست.تغییر اول:بردن قصه فیلم از یک محله ی شلوغ شهری به یک محله به ظاهر خلوت حاشیه ی شهری است.تغییر دوم:اضافه کردن تکنو لوژی مدرن و جوان پسند امروزی به قصه است.در زمان های دور جیمی استیوارت در پنجره ی عقبی برای مشاهدات میدانی اش فقط به یک دوربین چشمی مجهز بود اما قهرمانان قصه ی اضطراب به انواع لپ تاپ ها،سل فون ها و ویدئو کم ها مجهزند.اضافه کردن این وسائل به قصه موجبی است تا نوجوان های امروزی تکنولوژی دوست ارتباط نزدیک تری با فیلم بر قرار کنند.تغییر سوم جوان کردن قهرمان قصه است.جیمی استیوارت پنجره عقبی مردی در حدود 50 ساله بود اما شیا لابوف اضطراب 20 سال بیشتر ندارد.تغییر چهارم:اضافه کردن یک آدمکش زنجیره ای به قصه است که دقائق آخری فیلم را به یک فیلم در ژانر سلاخی از نوع جمعه سیزدهم بدل کرده است.مجموع این تغییرات فیلم اضطراب را به یک اثر هیجان انگیز خونین باب طبع نوجوانان امروز تبدیل کرده است.

کال(شیا لابوف)جوانی دوست داشتنی و آقاست که همراه پدرش مشغول ماهیگیری است.سپس تصادف  اتومبیل مهیب رخ می دهد.یک سال ا این ماجرا می گذرد.کال حالا یک دانشجوی عصبی و بد اخلاق است. او سر کلاس درس،معلم اسپانیایی اش را کتک می زند. کال به همین سبب محاکمه می شود.قاضی حکم می دهد که کال باید برای مدت سه ماه در خانه خودش زندانی باشد.یک وسیله ی الکترونیکی به پای کال بسته شده که به وی اجازه می دهد فقط در شعاع چهل پنجاه متری خودش حرکت کند.پلیس از این طریق می تواند مطمئن شود که کال در خانه باقی مانده است.به این ترتیب کال مجبور به اقامت در خانه است او هیچ سرگرمی جالبی در اختیار ندارد.به ویژه آنکه مادرش آبونمان یک برنامه اینترنتی وی را قطع کرده است.کال در چنین شرایطی به دید زدن خانه های همسایگانش مشغول می شود.او چیزهای جالبی را دید می زند: مرد متاهلی با خدمتکار خانه کارهای ناشایست می کند…..در خانه دیگر بچه ها از غیبت مادرشان سو استفاده می کنند و کانال های غیر مجاز تلویزیونی را مشاهده می کنند….در آن  یکی خانه دختر جوانی به اسم اشلی(سارا رومر) ورزش می کند و ……اما از بین این همسایه ها یکی هست که توجه کال را بیش از همه معطوف خود کرده. این همسایه آدم نفرت انگیز و ترسناکی به اسم ترنر(دیوید مورس).در ادامه ی ماجرا کال به هر ترتیبی که هست اشلی را به خانه ی خود فرا می خواند.و او را متقاعد می سازد که ترنر آدم خطر ناکی است.کال همچنین رفیقی دارد به اسم رونی(آرون یو) که در دید زدن های کال بعضا حضور دارد.کال از طریق تلویزیون با خبر شده که قاتل زنجیره ای در اطراف محله شان مجموعه ای از قتل های فجیع را به انجام رسانده .کال با کمک گرفتن از اشلی و رونی و با استفاده از انواع وسائل پیشرفته الکترونیکی در صدد است که سر از معمای ترنر در بیاورد و این حالی است که ترنر با خبر شده کسانی او را زیر نظر دارند و ………………

فیلم اضطراب خیلی آرام و متین شروع می شود و گام و ضرباهنگ اش،بر خلاف اکثر فیلم های هیجان انگیز این روزها،تدریجا شتاب می گیرد.فیلمنامه زمان نسبتا زیادی را صرف معرفی و پرداخت کاراکتر ها کرده است.استفاده از تکنولوژی روز تمهید خرد مندانه ای برای ارتباط با نسل نوین تماشاگران است.خوشبختانه سازندگان فیلم بیش از حد لزوم روی این بخش تمرکز نمی کنند.آنها صرفا به این اکتفا کرده اند که پیام شان به خوبی شنیده شود.تکنولوژی به هر کسی این امکان را می دهد که در کار دیگران جاسوسی کند و حریم فضاهای خصوصی افراد را بشکند اما مشکل اصلی اضطراب تغییر جهت ناگهانی اش در بیست سی دقیقه پایانی فیلم است.فیلم ناگهان از یک تریلر معمایی به یک فیلم سلاخی کشت و کشتاری بدل می شود.این تغیر آنچنان ناگهانی صورت می گیرد که باعث تعجب تماشاگر می شود.با این حال قدرت سوژه به قدری بالاست که تماشاگر با علاقه فیلم را تا به آخر دنبال می کند.پایان بندی فیلم نیز مثل اکثر پایان بندی های فیلم های تریلر معاصر است:گنگ،دوپهلو و پر سروصدا.

اگر چه اضطراب به شدت وام دار پنجره عقبی است،اما این فیلم را نباید بازسازی پنجره ی عقبی عنوان کرد. کاروزو در اضطراب علاقه چندانی به خلق تنش و تعلیق نشان نداده(بر خلاف هیچکاک)بلکه علاقه اصلی اش به ایجاد شوک و جاری ساختن خون بر روی پرده است.در اضطراب از همان صحنه اول هیچ شکی وجود ندارد که ترنر آدم بدی است(برخلاف پنجره عقبی)و به این ترتیب فیلم از همان ابتدا بدل می شود به نبردی میان قطب خوب (کال) و قطب بد(ترنر) و خلاصه اینکه مقایسه ی میان هیچکاک و کاروزو کار درستی نیست چرا که اولی خدایگانی است در معبد خدایان سینما اما دومی فیلمساز نسبتا ناشناخته ای است با یکی دو فیلم نه چندان مشهور در کارنامه اش.