Archive for ژوئیه, 2010

Question

Apart from fighting another way is also to achieve victory????

خواستم واسه اين سئوال جواب پيدا كنم .. اما گاهي ادامه دادن بهتر از پيدا كردن جوابه .. نظر شما چيه ؟؟

Advertisements

Only one sentence

من تاريكي و شب دوست دارم تو روز رو

من طلوع دوست دارم تو غروب رو

من ترش دوست دارم تو شيرين رو

من گاهي تنهايي رو دوست دارم تو از تنهايي متنفري

من گاهي ساكتم .. اما تو پر حرف

حالا با همه اين ها بگو چطور ممكنه …

فقط يك لبخند زد گفت : اينا مهم نيست مهم اينكه مي تونم كنارت با آرامش نفس بكشم .. نفسم رو ازم نگير …

از كنارم رد شد … تنها چيزي كه تونستم در جواب اون تك جمله بدم يك لبخند خفيف و آروم بود ..

Short conversation

هوا خيلي گرم بود نمي دونم عصر چرا هوا گرمه اينجا ؟؟ فقط راه دو دقيقه اي بود اما براي من مانند يك ساعت گذشت .. همون جا ايستادم و به ساعتم نگاه كردم .. چه مسخره ساعت 7.30 نشون ميداد .. يعني فقط 10 دقيقه راه رفته بودم و اينجور احساس خستگي مي كردم .. از تپه بالا رفتم .. نزديك به 3 ماه بود اونجا نرفته بودم .. جايي بود كه وقتي به مشكل بر مي خوردم مي رفتم .. هنوزم نمي دونم تو اين سه ماه كه اين همه مشكلات از سر كولم بالا مي رفت چرا به اونجا نرفتم .. نسيم گرم گوشه شالم رو نوازش داد ..  اما خيلي دلم مي خواست اون نسيم خنك باشه و حالم رو جا بي ياره اما همينش هم از هيچي بهتره .. جلو رفتم و يهوو خشكم زد .. بعد 8 ماه اونجا نشسته بود .. عجيب مي يومد اما امده بود .. چند بار پلك زدم اما رويا نبود واقعا اونجا نشسته بود . جلو رفتم انگار فهميده بود امدم .. سرش رو برگردوند .. تو اين 8 ماهي كه نديده بودمش به نظر پير تر مي يومد .. با صدايي نيمه شاد گفت : امدي دير كردي منتظر بودم ….

… continue reading this entry.

Doubt

 هي از شك كردن متنفرم .. مخصوصا به چيزي كه خودم مي دونم و حتي ميدونم درسته شك كنم .. چند روزه چنان شكي به دلم افتاده كه هر روز سعي دارم حلش كنم .. سخته .. همه چيز بدوني وانمود كني نمي دوني روش شك هم بكني … احساس مزخرفيه .. هنوز نمي دونم چطور رفعش كنم .. همه سعي دارن كمك كنن اما انگار در من يه ذره هم اثر نداره … هي چي جلو ميرم بيشتر مي فهمم درسته .. اما نمي دونم چرا شكم برطرف نميشه … هيييييي خسته شدم .. اما اين شك … از اينكه ثابت بموني منتظر باشي تا شكت برطرف بشه … از شك كردن و انتظار هم متنفرم … اين چند روز كه عروسي بودم به جاي خوش گذشتن فقط با خودم كلنجار رفتم .. فقط منتظر نمي دونم چي بودم … هر روز بدتر از ديروز .. با اون كابوس هاي مزخرفم شروع شده .. اما من اميدوارم اون چيزهايي ميدونم .. اتفاق خواهد افتاد اينكه من رو سر پا نگه داشته … و باعث ميشه صبر كنم … و يكي هم جملاتي كه بهم آرامش ميده … جملات زير … كه هميشه مانند يك آرام بخش برام بوده ..  

(( تنها به صداي قلب گوش بده اون چي ميگه ))

(( شك نكن .. تو خودت مي دوني درسته .. پس واسه چي شك مي كني ))

(( به هيچ كس اعتماد نداري به قلبت اعتماد كن ))

(( تا حالا شده فكر كني بهت كلك ميزنم مي دوني به هر كس بزنم به تو نه ))

(( مي دونم تو دنيا اعتماد كردن سخته .. پس به خودت و اون چيزي كه درونت ميگه اعتماد كن ))

(( همه چيز درست ميشه .. خودت گقتي سختي ها جلو هست .. پس موفق ميشيم ))

(( به قول خودت .. زمان حلال مشكلاته .. پس شكت هم با زمان از بين ميره .. نگران نباش ))

به نظر بي معني مي ياد .. اما اين جملات كه بهم آرامش ميده .. گاهي يك جمله چقدر مي تونه براي انسان آرام بخش باشه .. حتي آرام كننده تر از قرص هاي آرام بخش … دارم با خودم فكر مي كنم … مي دونم با مرور زمان اين شك منم حل خواهد شد … اما مشكل اينه توانش ديگه ندارم .. اما مامان راست ميگه من نگينم دختري كه هميشه شگفتي  مي كنه .. اين بار هم مي تونم اين شگفتي رو درست كنم .. پس من مي تونم بر همه چيز پيروز بشم .. ميشم و ميتونم … من با اين شكم هم مبارزه مي كنم .. چون مي توانم .. پيش به سوي  مبارزه با تمام شك هاي دنيا .. هه هه

Feeling / Super Jonior – No other

سلام واو بعد سال ها امدم باز در اينجا رو باز كنم .. هي روزگار هي … نمي دونم يه حسي گفت بيا دوباره اينجا بنويس براي چي  اونم نمي دونم … خوب حرف از حس و احساسات شد … خوب تا حالا چطوري ابراز احساسات كردين واسه عشقتون .. هان .. اصلا اين كار انجام دادين ؟؟

خوب حالا من بحثم اين ابراز احساسات هاي معمولي نيست .. ابراز احساساتي كه هي نقشه مي كشيد و يه جورايي مي خواين براي عشقتون سوپرايز كنيد با كوچكترين چيز ها …

مي دونيد اين يه دنيا براش ارزش داره … پس دنيا اينه با چيز هاي كوچيك معجزه كنيد …

من عاشق اين معجزه هاي كوچيكم .. چون اون احساسي رو كه بهم ميده غير قابل وصفه ….

حتما ميگين نگين زده به سرش نه .. الان داشتم يه كليپ ميديدم از گروه سوجو كه داره تو كليپ اون معجزه هاي كوچك رو نشون ميده … منم يايد معجزه هاي كوچك خودم افتادم …. واقعا كه اين ها به انسان احساس زندگي كردم ميدن ….

ياد يه جمله افتادم كه برام خيلي عزيزه … اما چون شخصي با زبان اصلي خودش ميذارم ….

난 당신이 내 인생의 빛이 생명을주는거야 다이아몬드 햇빛 내 마음에서 유일한 다이아몬드처럼 가슴에 내 작은 사랑의 기적을

خوب براتون الان كليپ آهنگ No other گروه Super Jonior ميذارم تا شايد شما هم ياد معجزه هاي كوچكتون  بيوفتين …

 

http://www.mediafire.com/?jkywnfjzmyj

اينم يه معجزه كوچك من كه … عاشقشم چون خودش رو برام نشون ميده .. هه هه