Archive for فوریه, 2009

من …؟!؟!

2003888563843814271_fs

خيلي عجيبه دارم از خودم تعجب مي كنم . نوشته هام خيلي احساسي شده و من دارم تغيير مي كنم نمي دونم شايد دارم بزرگ ميشم يا با تجربه تر اما اين تغييرات جزئي خوبه ديدم كلا به زندگي عوض شده .اصلا حوصله آپ كردن وبلاگم رو نداشتم هنوز هم ندارم اما چه كنم ننويسم  نميشه . دارم باور كردن خودم رو ياد ميگيرم اما قدم به قدم . همه چيز با مرور زمان . دارم با همه چيز مبارزه مي كنم دارم با مشكلاتم مبارزه مي كنم . مثل شيشه سنگ خورده احساس مي كردم . احساس مي كردم شكستم اما حالا دارم تيكه هاي شكستمو مي ريزم دور و يك من دوباره مي سازم . شايد هم قدم بزرگي دارم بر مي دارم نمي دونم اما ديگه مي خوام من باشم . من خودم … درسته كمي احساسي شدم اما به مرور زمان اونم خوب ميشه . به نظر من احساسات آدمه كه آدم رو جلو مي بره و انسان رو شكل ميده ..من خودم هستم يك دختر احساساتي و هيچ وقت هم از اين خصوصيتم خجالت نكشيدم كه چرا بايد اين همه احساساتي باشم چون اين منم و من ديگه رفته رفته خودم رو باور مي كنم . ديگه من شاد رو دارم تو درونم احساس مي كنم دارم بر مي گردم و اين خوشحالم مي كنه . قدم به قدم دارم من بر مي گردم ……..اين شعر هم خيلي به من نزديكه ببخشيد اين روزا خيلي احساساتي هستم ……

شیشه و سنگ

اومظهرعشق بودو من مظهرننگ

وقتی که فشردمش،به آغوشم

لرزیدو،شکست و نالید که :آخ

ای شیشه چه میکنی تو در بستر سنگ !؟

باور كردن

242

تازگيها خيلي چيزا رو از دست دادم مثل باور كردن به خودم رو نمي دونم چرا ؟!!؟ و به چه علت اينجوري شدم ديگه به خودم هم اعتماد ندارم آره به خود خودم . هر وقت تو آيينه نگاه مي كنم خودم رو نمي شناسم و احساس مي كنم تغيير كردم و از اين تغييرات خوشم نمي ياد يا من تغيير كردم يا اطرافم واقعا هيچي نمي دونم . خسته ام از همه چيز ديگه هيچ چيزي با باور هام جور در نمي ياد همه چيز برعكس شده و اين منو اذيت مي كنه و نمي دونم چطوري باهاش مقابله كنم . توي تاريكي گير كردم و احساس خفگي مي كنم .همه چيز گره كور خورده و من نمي تونم بازش كنم .ديگه حوصله هيچ چيز رو ندارم حتي انجمن رو فكر كنم خيلي وقته نرفتم اونجا و اصلا حالشم ندارم خيلي به فكرم زد برم خداحافظي كنم با بچه ها اما اينكارو نكردم چون ديگه ياد گرفتم زود تصميم نگيرم به خاطر همين به خودم زمان دادم . بايد خودم رو باور كنم بايد دوباره باور كردن رو ياد بگيرم اون وقته كه اميدوارم همه چيز درست ميشه و منم مثل سابق ميشم . ديروز يه مسافرت بسيار كوتاه به خارج از شهر داشتيم بازم ميشه گفت سفري به گذشته بود اما تاثير خوبي در من داشت بايد باهاش روبرو ميشدم اما اونجور هم كه فكر ميكردم نبود خيلي بهتر بود . فكر كنم در اين باره قدم بزرگي رو برداشتم و دومين قدمم اين خواهد بود كه باور كردن رو ياد بگيرم . اميدوارم بتونم ياد بگيرم كه دوباره مثل سابق بشم همون دختر شاد و شنگول سابق ……….. اينم يك شعر از ته دلم :

نام شب…

من اشک سکوت مرده در فریادم

«داد»ی سرو پا شکسته ،در بیدادم

اینها همه هیچ ..ای خدای شب عشق

«نام شب عشق»را که برد ازیادم؟!

دو جمله به ياد ماندني از دو نابغه

دو چیز را پایانی نیست : یکی جهان هستی و دیگری حماقت انسان . البته در مورد اولی مطمئن نیستم !
آلبرت انیشتین

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

آنچنان زندگی کن گویی که فردا خواهی مرد ، آنچنان بیاموز گویی که تا ابد زنده خواهی ماند .
ماهاتما گاندی 

خوب ما آمديم ..كه بزنيم همه رو بتركونيم ؟!؟!

خوب چند روز پيش يك خبر بد شنيدم و خيلي ناراحت شدم . اما بقيه خبر رو ديروز فهميدم كه از چه قرار بوده و چي شده . كه ديروز كلا اعصابم بهم ريخت و چنان عصبي بودم كه نمي تونستم خودم رو آروم كنم . كه من يكي عصبي بشم خيلي زياد مخلفات و غذا و هر چي كه بتونم مي خورم . همچين مي خوردم كه مامان بر گشت گفت دختر الان مي تركي !!! 😀  پس امروز در يك حركت انتهاري با دوستايي كه ديروز اعصابم رو بهم ريخته بودن همه چيز رو تموم كردم و از دفتر دوستيم پاكشون كردم . چون به نظر من اين جور افراد ارزش هيچ چيزي رو ندارن چه برسه به دوستي من …. خوب حالا خوبه خوبم و مي خوام يكي رو اذيت كنم و يا بزنم همه رو بتركونم چون شارژه  شارژم .

بچه ها محترم يعني خواهر و برادرم رفتن براي خودشون لاكپشت خريدن ماشالله هم لاكپشت اندازه سكه انداختن تو تنگ و هي نگاهش مي كنم ولي خدايي خيلي بامزه هست اين لاكپشته 😀

خوب بلاخره اسكار رو هم دادن البته گزارش كامل رو در يك پست كامل براتون مي نويسم اما فعلا خلاصه وار : اسلامداگ ميليونر در 8 رشته برنده جايزه اسكار شد از جمله بهترين فيلم و بهترين كارگرداني . سرگذشت بنجامين باتن ميشه گفت از ناكام هاي ميدان بود چون از 13 تا رشته نامزد شده فقط با 3 جايزه شب اسكار رو ترك كرد . بهترين بازيگر مرد شان پين شده كه از اين نظر من يكي خوشحال شدم . بهترين بازيگر زن هم كيت وينسلنت شد كه از اين نظر هم من خوشحال شدم . بازيگز مكمل زن پنلوپه كروز و مكمل مرد هيث لجر كه با مرد ناگهانيش همه رو ناراحت كرده بود فكر كنم دومين يا اولين بازيگر بود كه بعد از مرگش اسكار رو دريافت كرد . هيو جكمن در مجري گري عالي عمل كرد و به نظر من يكي از بهترين مجري هاي حاضر بود . هيو يك پا غوغا كرده بود . در صاحبخونه بودن . ميشه گفت اين اسكار اسكار آسيايي بود چون هم هند و هم ژاپن برنده ميدان اين اسكار بودن . خوب اين اسكار هم با تمام زيبايش به پايين رسيد و در ذهن همه جا خوش كرد .

كنكور كنكور كنكور

الان دقيقا اين كلمه داره تو مغزه بيچاره و بخت برگشته من تكرار ميشه هيچ فرياد ميكشه …فكر كنم امروز به مقدار زياد عربي و رياضي و رايانه كار درجه 1 و 2 خوندم ..ديگه تو مغزه بيچاره من جا نمونده ..خوب اين كنكور هم شد عذاب جون من يكي  ولي كلا خودمو بد جوري بستم به درس مامان و بابا تعجب مي كنن كه اين اصلا لاي كتاب باز نمي كرد اين جور شده در سخون خوب ديگه چه كنيم ما شديم بچه خوب و درسخون واسه اون كنكور ***** خوب تو دلم مونده بود نمي گفتم مي مردم . ولي بايد يه چيزي رو بگم خدا به بچه هايي كه امسال قراره كنكور بدن صبر بده كه منم يكي از اونام و براي همشون آرزوي موفقيت مي كنم ………

پ .ن : خوب يك روز به مراسم اسكار مونده فردا مراسم اسكاره از الان هيجان برم داشته ….خوب ديگه تا مراسم پخش بشه و تموم بشه اين هيجان من تموم نمي شه پس خواهيم ديد كي برنده و كي بازنده ميدانه و صابخونه بودن هيو جكمن رو هم در اين مراسم شاهد خواهيم بود …پس چرا زمان نمي گذره ؟!؟!؟

عشق و ثروت و موفقیت … ؟!!؟

heart_beads_3255

زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد.
به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم.»
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم.»
زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم.»
زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنيم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولي همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد کرد:« بگذاريد عشق را دعوت کنيم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون رفت و گفت:« کدام يک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسيد:« شما ديگر چرا مي آييد؟»
پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت مي کرديد، بقيه نمي آمدند ولي هرجا که عشق است ثروت و موفقيت هم هست! »

آری… با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید …….

تموم شد .

امروز از بعد از ظهر كلاس دارم تا عصر ….فعلا يه وقت پيدا كردم بيام سر بزنم به وبلاگم ….اي خدااا امان از دست اين كنكور ….از امروز صبح دفتر همه چيزو بستم . هرچي نامه داشتم كه تو اين دو سال رد و بدل شده بود رو پاره كردم …اسمش رو از ليست تلفنم حذف كردم . هر چي هديه داده بود رو پر كردم به يه قوطي و از ميان برشون داشتم ..تمام عكس هاي رو كه داشتيم رو پاره كردم ..تمام لباس هايي رو كه برام خريده بود  و همه چيز رو . سخت بود اما بلاخره تونستم . ايميلشو پاك كردم و يه نامه بهش نوشتم و ازش خواهش كردم كه ديگه وبلاگم هم نياد و حتي اسممو فراموش كنه . تمام نامه هاي پاره شده روي تختم رو پر كردم توي يك پاكت و همشونو ريختم بيرون با اين كه سخت بود و اشك تو چشمام جمع ميشد اما بايد اين كارو مي كردم . ديگه هيچ خاطره اي رو ازش تو زندگيم نمي خوام . اون دفترو بستم و به آتيش كشيدم . حالا مي بينم مهم بهم زدن چيزي نيست مهم اينكه تو بتوني همه چيز رو تموم كني و يه دفتر جديد در زندگيت باز كني . تموم شد پاكش كردم حالا ديگه نمي شناسمش و نمي خوام بشناسمش . ديگه مي خوام يه زندگي جديد شروع كنم . خسته ام خيلي خسته هم از نظر روحي و جسمي ..اما بايد اين قدم رو بر مي داشتم . ديگه مهم نيست بفهمن يا نفهمن ديگه هيچي مهم نيست . ديگه پنهون كاري بسه . نياز به زمان دارم كليد كردم به درسام و كنكور . اميدوارم تو اينها هم موفق بشم …. خسته ام و ناراحت اما انگار يه بار بزرگ از دوشم برداشته شد . بلاخره همه چيز رو تموم كردم ..و يه دفتر ديگه باز كردم تو زندگيم و اميدوارم موفق بشم و تغييرات رو بتونم ادامه بدم . حالا احساس سبكي مي كنم . با يه نفس عميق به راهم ادامه ميدم …….

نگاهي كوتاه ….

چند روزه اصلا از شيا جونم وديگر دوستان خبر نمي گيرم و من زدم امروز روي فان ها رفتم ببينم چه خبر ….خوب حالا منتظر خبر هاي كوتاه از دوستان باشيد و بخصوص شيا جونم !!!!

خوب اولين خبر از شيا جونم كه بلاخره تريلر ترانسفورمز 2 رو دادن بيرون كه وقتي اينو ديدم گفتم ماشالله چه جلوه هاي ويژه اي كه باز در اين مورد شاهكار كردن كه البته مهم هم اينه كه شيا جونم بازي كرده تو اين فيلم 😀 خوب حالا هم لينك تريلر اين فيلم رو مي ذارم به كارگرداني مايكل بي …خوب يه عكس هم از شيا جونم مي ذارم كه مثل هميشه عالي افتاده …:)

تريلر : Transformers: Revenge of the Fallen

021

لینک عکس

حالا دومين خبر درباره فيلم فرشتگان و شياطين هست كه بلاخره تريلر كامل فيلم رو كمپاني داد بيرون من كه شخصا خيلي مشتاقم اين فيلم رو ببينم چون به نظر خيلي خفن مي ياد ……

تريلر :Angels & Demons

سومين خبر درباره مجري امسال اسكار هيو جكمن هست …هيو عكس روي جلد  مجله وانتي فاير ايتاليا …شده كه به نظرم خيلي عالي افتاده و باز مثل هميشه حرف نداره و خوش تيپه هيو جون !!! خوب اينم از عكساي هيو جون 🙂

cover

لینک عکس

004

لینک عکس 1

005

لینک عکس 2 

و آخرين خبرم در مورد بازيگران starterk هست . خدايي وقتي اين عكس رو ديدم از دلم نيومد نذارم …ولي بازيگران اين فيلم بخصوص كاپيتان كرك و مستر اسپاكس خيلي خوش تيپ هستن ..منظور زاكاري و كريس جونه …خدايي خوش تيپ نيستن ..اين فيلم هم به كاراگرداني جي جي آبراهامز هست و در ماه مي اكران ميشه ..اينم عكس اين دوتا خوش تيپ …خوب فعلا همين قدر ببخشيد ديگه زياد شد ….به اميد ديدار و موفق باشيد دوستان 🙂

16469941

کاپیتان کرک و مستر اسپاکس

چه خبر …..

خوب چه خبر ؟!؟!

امروز كه نزديك به چهار ساعت بود كلاس كنكور بودم خودشم  درسي كه خيلي خوشم مي ياد اي اي رياضي داشتم . ديگه كم مونده به پايان كلاس داشتم به درو ديوار چنگ مي نداختم كه زودتر تموم بشه تمام مغزم شد سينوس و كوسينوس و آلفا و بتا ….اه اه ……

راستي ديروز به دست آش رشته پختم فقط پدرم در امدم بابا اين آش پختن هم عجب مصيبته ها نه خداييي خيلي سخته ……..آدم پدرش در مي ياد تا آش آش بشه اما بعدش كه همه يه دستت درد نكنه ميگن ها واقعا به همه ي اون خستگي ها مي ارزه ….

خوب اين كتاب كوري منم به طلسم افتاد يا من طلسم شدم يا كتاب هي مي خونم كه تموم بشه انگار نه انگار كه من اين كتابو مي خونم  اصلا از ورق ها هم كم نميشه هي نگاه مي كنم مي بينم بازم به همون اندازه مونده از كتاب والا نمي دونم چرا همچين شد ؟!؟!

خوب گفته بودم دوتا كتاب ديگه هم خريدم دوتا رمان تاريخي يكيش خداوند الموت بود و اون يكي كنيز ملكه مصر  فعلا شروع نكردم اگه كوري تموم بشه مي خوام يكي از اينا رو بخونم ….فقط نمي دونم كدوم رو از كساني كه اين كتاب ها رو خوندن هم نظر مي خوام و هم راهنمايي كه از كدوم شروع كنم ممنون …..

هنوزم دنبال آلبوم جديد Akon هستم . خدايي كسي نيست لينك دانلود ش رو داشته باشه به منم بده ؟!؟!

اي خدااااااااااااااااااا باز اين وردپرس جونم قراره بپوكه فقط 8 ساعت مونده ……..خدايي كاش زودتر درست بشه (( شكلك مكثي در حال دعا كردن ))

خوب به به اگه حسابام درست باشه هفته بعد هم بلاخره مراسم اسكاره بابا من يكي نزديك به يك ماهه تو كفم ……..اميدوارم عالي باشه البته مجريش هيو باشه البته هم عالي ميشه مراسم 😀

خوب از دوستام هم به خاطر تبريكاشون واسه والنتاين تشكر مي كنم كه ايميلم رو پر كرده بودن و تشكر هم مي كنم كه بلاخره گوش دادن به حرف من و اينجا نيومدن تبريك بگن بازم ممنونم ازشون 🙂

راستي اين روزا خيلي دلم مي خواد با يه نفر درد دل كنم اما نمي دونم ….چرا اون يه نفر پيدا نميشه …خوب بيخيال درد ها به قول يكي از دوست ها دنيا رو عشقه …..

خوب و بلاخره پيشرفت ما هم به توان دو رسيد وقتي مكثي پيش رفت ميكنه به توان دو 😀 خوب امروز با تشكر از دوست عزيزم ساحل كه بهم خبر داد كه دوباره من پيشرفت نشون دادم اون جور كه هم مي بينين عكس از داشبورد وبلاگ دوستم هست. …خيلي خوشحالم كرد و هم به هم رو حيه داد با خبرش .. خوب ببخشيد كمي جوگير شديم ..خوب وبلاگ دوست عزيزم هم در لينك هام  با نام life is beutifule هست . خوب بازم با تشكر از ساحل عزيز ….خوب پيشرفت ما هم با توان دو رسيد … 😀 خوب اينم از خبرهاي اين چند رو (( چه قدر هم شبيه گوينده هاي اخبار شدم )) …خوب موفق باشيد دوستان البته اينو هم بگم اين پيشرفت هاي من همه به خاطر شماست و با كمك شماست بازم از همتون متشكرم و موفق باشيد ….

wck8f4fjgydeygbt8d8h1

لینک عکس

حالا همه چيز برعكس ؟؟؟

خوب توي دنيا همه چيز برعكس بشه چي ميشه …مثلا انسان از پيري به جواني مسير رو سير كنه ؟!؟! عجيبه نه خوب حالا سر بنجامين هم همين امده . فيلمي از ديود فينچر و با هنرنمايي عالي براد پيت كه هيچ امسال در اسكار بيشترين تعداد نامزدي رو هم داره .. پس ميشه گفت  با يك شاهكار مواجه هستيم ….حالا خواهيم ديد كه فينچر و پيت آيا در اين اسكار موفق خواهند بود …البته اونا تا اين جاي كار نيز موفق شدن كه امسال در 13 رشته نامزد اسكار شدن حالا خواهيم ديد كه اين موفقيت ادامه خواهد داشت يا نه ؟!؟! همه چيز در شب اسكار مشخص خواهد شد …….

نام فیلم: سرگذشت عجیب بنجامین باتن (The Curious Case of Benjamin Button)
کارگردان: دیوید فینچر (David Fincher)
نویسنده: اریک راث
بازیگران: براد پیت، کیت بلانشت
تاریخ اکران: ۲۵ دسامبر ۲۰۰۸ (۵ دی ۱۳۸۷)
ژانر: درام، فانتزی، مرموزانه، عاشقانه
درجه فیلم: PG-13 به خاطر خشونت و برخی صحنه های نامناسب و زبان و صحنه های سیگار کشیدن
زمان فیلم: ۱۵۹ دقیقه

نامزد دریافت ۵ جایزه گلدن گلوب
صدمین فیلم برتر در لیست ۲۵۰ تایی های سایت آی ام دی بی

داستان درباره شخصی به نام بنجامین (بنیامین) باتن است که سرگذشتی عجیب دارد او در حالتی متفاوت از دیگران متولد می شود. او پیرمرد به دنیا می آید و هر چه از عمرش می گذرد جوان تر می شود. این سرگذشت عجیب برای او دردسر هایی ایجاد می کند. او نمی تواند زمان را متوقف کند . زمان هر چه می گذرد از سن او کاسته می شود واین کاهش سن تقریبا در همه زمینه ها برای او مشکل ساز می شود، حتی درباره عشقش…

در سال ۱۹۹۴ شرکت فیلمسازی قصد اقتباس از این داستان که برگرفته از داستان کوتاهی با همین عنوان اثر اسکات فیتز جرالد است را داشت که این فیلم در آن زمان ساخته نشد تا اینکه در سال ۱۹۹۸ نویسنده ای این داستان را برای رون هاوارد به فیلمنامه تبدیل کرد و قرار شد تا جان تراولتا در آن به بازی بپردازد.

این فیلم همچنان ساخته نشد و افراد دیگری نیز به سراغ این فیلمنامه رفتند که از میان آنها می توان به چارلی کافمن اشاره کرد. در نهایت هم در سال ۲۰۰۴-۲۰۰۵ تیم فعلی برای این فیلم انتخاب شد و “سرگذشت عجیب بنجامین باتن” ساخته شد.

2008_the_curious_case_of_benjamin_button_005 the_curious_case_of_benjamin_button_002

منتقدان  این فیلم را در کل ستوده اند و بیشتر نقدهای مربوط به آن مثبت بوده است. بسیاری از این منتقدین به این نکته اشاره کرده اند که داستان فیلم اگر چه زمینه هایی از عشق و درام را در خود دارد اما در واقع داستانی است درباره زمان و اهمیت آن.

منتقد هالیوود ریپورتر در باره این فیلم می گوید که اثری عالی و موثر است که با بازی خوب براد پیت همراه شده. این منتقد از ۱۰۰ امتیاز ممکن به سرگذشت عجیب بنجامین باتن ۱۰۰ میدهد. اما این فیلم در کل از منتقدان مورد نظر سایت متاکریتیکز امتیاز ۶۹ را گرفته است.

منبع : سرزمين سينما

« Previous entries