Archive for نوامبر, 2008

((کرگدن ها هم عاشق می شوند))

خوب داستان ها رو دوست دارم مخصوصا داستان هايي رو كه آموزنده و زيبا باشن . داستان نوشتن رو هم دوست دارم . خوب حالا يكي از داستان هايي رو كه خيلي دوست دارم براتون ميذارم اميد وارم خوشتون بياد !!!!

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

((کرگدن ها هم عاشق می شوند))
كرگدن گفت:نه امکان ندارد کرگدن ها نمی توانند با کسی دوست شوند
دم جنبانک گفت : اما پشته تو می خارد لایچین های پوست تو پر از حشره های ریز است یکی باید پشت تورا بخاراند یکی بایدحشره های تو را بردارد
كرگدن گفت: اما من نمی توانم با کسی دوست شوم پوست من خیلی کلفت است همه به من میگویند پوست کلفت
دم جنبانک گفت :اما دوست عزیز دوست داشتن به قلب مربوط میشود نه به پوست
كرگدن گفت: ولی من که قلب ندارم من فقط پوست دارم
دم جنبانک گفت : اين كه امكان ندارد ، همه قلب دارند
كرگدن گفت: كو كجاست من كه قلب خود را نمي بينم .
دم جنبانک گفت :خوب چون از قلبت استفاده نمي كني ، قلبت را نمي بيني . ولي من مطمئنم كه زير اين پوست كلفت يك قلب نازك داري
كرگدن گفت: نه ، من قلب نازك ندارم ، من حتما يك قلب كلفت دارم.
دم جنبانک گفت :نه ، تو حتما يك قلب نازك داري چون به جاي اين كه دم جنبانک را بترساني ، به جاي اينكه لگدش كني ، به جاي اينكه دهن گشاد و گنده ات را باز كني و آن را بخوري ، داري با او حرف مي زني.
كرگدن گفت: خوب اين يعني چي ؟
دم جنبانک گفت :وقتي يك كرگدن پوست كلفت ، يك قلب نازك دارد يعني چي ؟ يعني اينكه مي تواند عاشق بشود
كرگدن گفت: اينها كه مي گويي ، يعني چي؟
دم جنبانک گفت :يعني …. بگذار روي پوست كلفت قشنگت بنشينم ….
كرگدن چيزي نگفت . يعني داشت دنبال يك جمله مناسب مي گشت . فكر كرد بهتر است همان اولين جمله اش را بگويد
اما دم جنبانک پشت كرگدن نشسته بود و داشت پشتش را مي خاراند
كرگدن احساس كرد چقدر خوشش مي آيد . اما نمي دانست از چي خوشش مي آيد
كرگدن گفت : اسم اين دوست داشتن است ؟ اسم اين كه من دلم مي خواهد تو روي پشت من بماني و مزاحم هاي كوچولو ي پشتم را بخوري؟ دم جنبانک گفت : نه ، اسم ايت نياز است ، من دارم به تو كمك مي كنم و تو از اينكه نيازت برطرف مي شود احساس خوبي داري . يعني احساس رضايت مي كني ، اما دوست داشتن از اين مهمتر است .
كرگدن نفهميد كه دم جنبانک چه مي گويد .
روزها گذشت ، روزها و ماهها و دم جنبانک هر روز مي آمد و پشت كرگدن مي نشست و هر روز پشتش را مي خاراند و كرگدن هر روز احساس خوبي داشت .
يك روز كرگدن به دم جنبانک گفت : به نظر تو اين موضوع كه كرگدني از اين كه دم جنبانک اي پشتش را مي خاراند ، احساس خوبي دارد ، براي يك كرگدن كافي است ؟
دم جنبانک گفت : نه كافي نيست
كرگدن گفت :درست است كافي نيست . چون من حس مي كنم چيزهاي ديگري هم دوست دارم . راستش من بيشتر دوست دارم تو را تماشا كنم
دم جنبانک چرخي زد و پرواز كرد و چرخي زد و آواز خواند ، جلوي چشم هاي كرگدن
كرگدن تماشا كرد و تماشا كرد . اما سير نشد . كرگدن مي خواست همين طور تماشا كند . با خودش گفت : اين صحنه قشنگ ترين صحنه دنياست و اين دم جنبانک قشنگ ترين دم جنبانک دنيا و او خوشبخت ترين كرگدن روي زمين . وقتي كرگدن به اينجا رسيد ، احساس كرد كه يك چيز نازك از چشمش افتاد.
كرگدن ترسيد و گفت : دم جنبانک ، دم جنبانک عزيزم من قلبم را ديدم . همان قلب نازكم را كه مي گفتي ، اما قلبم از چشمم افتاد . حالا چكار كنم؟
دم جنبانک برگشت و اشكهاي كرگدن را ديد آمد و روي سر او نشست و گفت: غصه نخور دوست عزيز ، تو يك عالم از اين قلبهاي نازك داري
كرگدن گفت: راستي اينكه كرگدني دوست دارد ، دم جنبانک اي را تماشا كند و وقتي تماشايش مي كند ، قلبش از چشمش مي افتد ، يعني چي؟ دم جنبانک گفت : يعني اينكه كرگدن ها هم عاشق مي شوند.
كرگدن گفت : عاشق يعني چه؟
دم جنبانک گفت :يعني كسي كه قلبش از چشمش مي چكد.
كرگدن باز هم منظور دم جنبانک را نفهميد . اما دوست داشت دم جنبانک باز هم حرف بزند ، باز پرواز كند و او باز هم تماشايش كند و باز قلبش از چشمش بيفتد.
كرگدن فكر كرد اگر قلبش همين طور از چشمش بريزد ، يك روز حتما قلبش تمام مي شود .
آن وقت لبخند زد و با خودش گفت:

من كه اصلا قلب نداشتم ، حالا كه دم جنبانک به من قلب داد، چه عيبي دارد ، بگذار تمام قلبم را براي او بريزد!!!

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

Advertisements

جمله زيبا !!!

ديشب ساعت 10 روي تخت دراز كشيده بودم وكتاب مي خوندم غرق در افكار و داستان كتاب بودم و در آن دنيا سير مي كردم كه صداي اس م اس گوشي من رو به دنيا واقعي يعني تخت و اتاق برگردوند . كتاب روي تخت گذاشتم  و بلند شدم به طرف گوشي رفتم يك پيام داشتم احتمالا از يكي از دوستام بود . پيام رو باز كردم و با جمله زيبايي كه دوستم برات فرستاده بود . جمله اي معني دار و زيبا كه خيلي در من تاثير گذاشت . نمي دونم شايد من كمي احساساتي هستم يا واقعا اين جمله اين قدر زيبا بود . حالا اين جمله رو براي شما ميذارم :

مثله ساحل آرام باش تا ديگران مثل امواج دريا بي قرارت باشند !!!

**********************************

پ.ن : نظرتون راجع به اين جمله چيه واقعا زيبا نيست ؟!؟!؟!

تاريخ و گذر زمان !!!

تا حالا به تاريخ و گذر زمان فكر كرده بودين مثلا برگشتن به گذشته يا ديدن گذشته مثلا گذشته خيلي دور مثل زمان رم باستان يا زمان داوينچي وگاليله يا برنيني !!! تازگي ها گير دادم به رم و ايتاليا خيلي بيشتر از اون كه فكرش رو بكنيد خيلي دوست دارم آثار برنيني و داوينچي رو در ايتاليا ببينم دريكي از مركز تاريخ جهان باشي و اون تاريخ رو ببيني و حس كن واقعا خيلي زيبا تر از اونيه كه تصور كني . بري اونجا و رم باستان رو نيز حس كني رم و ايتاليا يكي از شهرها و كشور هاي آنتيك جهان .ديدن اونجا يكي از آرزوهاي من هست . بدوني كه  در كشور داوينچي وبرنيني و ميكل آنژ يا گاليله هستي واقعا اين فكر كنم يك تجربه زيبايي براي هر كسي خواهد بود . تاريخ رو دوست دارم .حس كردن اون رو هم دوست دارم . كشف كردن رو دوست دارم . درك كردن آنها و فهميدن زندگي و داستان هاي اونها و ديدن آثار زيباي تمدن هاي مختلف همه اينها از روياهاي من هست . زيباست نه شايد هم به نظر من زيبا باشه اما خيلي شگفت انگيز هست . شايد اگه زمان و زندگي اجازه ميداد يكي از تاريخ شناس ها و باستان شناس هاي معروف مي شدم ؟؟؟ ( آرزو بر جوانان عيب نيست ) كشف كردن رو دوست دارم تحقيق كردن رو اين در من در هر زمينه صدق مي كنه !!! كه تاريخ هم پر از كشفيات و رم هم يكي از شهر هاي تاريخي خوب دارن باهم جور در مي يان !! نه ؟؟ خوب شايد يك روز به آرزوم رسيدم و به ديدن رم و ايتاليا رفتم كي مي دونه ؟؟ همه آرزوها دست نيافتني كه نيستن هان اگه تلاش كنيم همه آرزو ها و رويا ها به حقيقت مي پيوندن !!! مگه نه ؟؟؟

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

پ.ن : شما چه آرزو هايي دارين !!

پ.ن 2 : تلاش كردن براي حقيقت كردن رويا ها چه زيباست !!

پ.ن 3 : شايد يك روز واقعا شد كي مي دونه هان !!!

پ.ن 4 : هيچ وقت از رويا ها و آرزوهات دست ور ندار چون اين سن نداره !!!

معرفي فيلم جاده انقلابي ( در كنار هم قرار گرفتن دوباره كيت و لئو )!!

خوب بعد از سال ها كيت و لئو بعد از تايتانيك در كنار هم قرار گرفتن .كه اين فيلم رو يكي از شانس هاي

 بزرگ اسكار امسال مي دانند مخصوصا براي لئو . حالا يه معرفي كامل از اين اثر براي شما ميذارم !!

خوب مگه ميشه اينجا فيلم معرفي نكنم اين منم سينما و فيلم هم جزئي از من هست !!

خوب اينم معرفي جديد فيلم لئو :

کیت و لئو در جاده انقلابی

نام فیلم: جاده انقلابی (Revolutionary Road)
کارگردان: سام مندس
بازیگران: لئوناردو دی کاپریو، کیت وینسلت
ژانر: درام
مدت زمان: ۱۱۹ دقیقه
درجه فیلم: R به دلیل برخی صحنه های نا مناسب و زبان
تاریخ اکران:
۲۶ دسامبر ۲۰۰۸ برابر با ۶ دی ۱۳۸۷ (به صورت محدود)

راه انقلابی، داستانی از امیدها، رویاها، آرمان‌ها، حسادت‌ها و شکست‌هاست.

داستان تراژیک یک زوج جوان آمریکایی به نام فرانک و آوریل ویلر در دهه ۵۰ که با ایده‌آل‌هایی متفاوت با همسایگانشان در منطقه مسکونی «تپه انقلابی» زندگی می‌کنند. رمان، روایت تقویمی زندگی روزانه این زوج است که نگران آینده زندگی‌شان هستند؛ زندگی که با رویاهای آمریکایی درآمیخته است.

revolutionary-road-12

این فیلم بر اساس رمانی با همین عنوان ساخته شده است. کتاب را Richard Yates در سال ۱۹۶۱ نوشته بود. سالها پیش John Frankenheimer میل داشت تا فیلمی بر اساس این رمان بسازد اما آن تصمیم با پروژه کاندیدای منچوری همزمان شد.
در سال ۱۹۶۷ Albert Ruddy حق اقتباس سینمایی این رمان را به ارزش ۱۵۵۰۰ دلار خریداری نمود اما او نیز درگیر پروژه های دیگر شد بنابراین حق امتیاز را به Patrick O’Neal بازیگر واگذار کرد. Yates درک و تلقی O’Neal از رمان را خواند و آن را بسیار عالی توصیف کرد. ولی با این اوصاف این پروژه باز هم به سرانجام نرسید تا اینکه Richard Yates در سال ۱۹۹۲ درگذشت و Patrick O’Neal هم دو سال بعد از او فوت کرد تا سینمایی شدن این رمان همچنان بی نتیجه بماند. بعد از این ماجراها رمان مسیر های دیگری را طی کرد تا عاقبت قرار شد تا سام مندس آن را کارگردانی کند.

این فیلم اولین کاری است که دی کاپریو و وینسلت بعد از تایتانیک در مقابل هم انجام میدهند.

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

پ.ن : خوشتون آمد !!!

پ.ن 2 : رسما دارم با وردپرس دوست ميشم !!!

پ.ن 3 : طرفدار لئو هستم اساسي البته بعد از شيا جونم !!!

پ.ن 4 : زياد حرف زدم  فعلا !!!

نوشتن دوباره !!!!

نوشتن رو خيلي دوست دارم !! وقتي قلم رو به دست ميگيري و به اون دنيا زيباي تخيل ميري

و روياها و تخيلت رو روي كاغذ ميريزي !! خيلي زيبا و دل انگيز تر از اونيه كه تصور كني !!

نوشتن وصف احساسات و رويا تو رويه كاغذه و واقعا خيلي شگفت انگيزه !!

نزديك به دو ماه بود كه اصلا قلم به دست نگرفته بودم .اما تو اين چند روز بيشتر از اوني كه فكر

كنيد قلم به دستم ودارم طعم جادوي نوشتن رو مي كشم و اين خيلي زيبا و شگفت انگيزه !!

نوشتن تمام روياهايم  و تخيلاتم اين خيلي براي من زيباست !! گذاشتن قدم دوباره به دنياي نوشتن

و خيال . اميدوارم اينجوري پيش برم و ديگه تا زماني قلم رو به زمين گذارم چون سير كردن

در دنياي خيال و رويا رو دوست دارم ….اين به من اميد ميده !!!

خوب پس دوباره شروع به نوشتن كردم و اين خيلي زيبا تر از اونيه  فكر كنيد به قول مامان :

( موفق باشي عزيزم ) !!! اين جمله بيشتر از همه من رو براي نوشتن تشويق مي كنه !!

چون باعث ميشه من احساس كنم كسي هم از من حمايت مي كنه و اين خيلي زيباست !!!

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

پ.ن : ديشب تمام شب رو نوشتم !! تا جايي كه احساس كردم دستمام درد مي كنه !!

پ.ن2 : شما در هنگام نوشتن و قلم به دست شدن چه احساسي مي كنيد ؟!؟!

پ.ن3 : حمايت مامان از شما چه زيباست مگه ؟؟ نه !!

پ.ن 4 : اين پستم خيلي احساسي شد به من نيومد !! خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

پ.ن 5 : بلاخره دارم با ورد پرس هم را مي يام اما يواش يواش خدمات وبلاگ نویسان جوان               www.bahar20.sub.ir

من آمدم اينجا سلام !!!!

سلام به همه دوستان !!! بعد از تمام تلاش هاي امروز و خيلي تشكر از دوست خوبم كاميار

براي  آوردن من به اينجا با موفقيت من به اين وبلاگ هم آمدم !!!

خوب ما امروز به استاد بزرگ كاميار خيلي زحمت داديم اما بلاخره با تمام تلاش ها امروز يه شعبه هم اينجا باز كرديم .

البته هدي عزيز هم از ياد نره كه خدايي به اون هم خيلي زحمت دادم كه در بازگشايي اين شعبه كمك زيادي بهم كرد !!!!

چه كنيم ما آمديم شما هم بايد مارو تحمل كنيد چون راه ديگه اي نداريد !!( مي خواي دوست داشته باش مي خواي نداشته باش )!!

 از همه دوستان كه خيلي زحمت كشيدن مخصوصا كاميار استاد بزرگ و دوست عزيز هدي تشكر مي كنم ( سخنراني رو حال كنيد )!!

 در آخر من اين روبان رو با قيچي بكش عزيزم اينو ببرم بعد !!!! باز مي كنم و اين وبلاگ رو رسما بازگشايي مي كنم !!!

 زياد حرف زدم يكي به من آب بده گلوم خشك شد !!! ( سخنراني هم در هر مدل عجب حالي داره )!!!

 از شوخي گذشته اينم از خونه دومم ( البته مجازي ) به خانه رويايي من خوش آمدين !!!!

Hello world!

Welcome to WordPress.com. This is your first post. Edit or delete it and start blogging!